تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۳
کد خبر : 20808

نگاهی به گزینه‌های هدایت تیم ملی هلند

نگاهی به گزینه‌های هدایت تیم ملی هلند
بعد از حذف زودهنگام هلند در جام جهانی ۲۰۲۶ و استعفای کومان حالا لاله‌های نارنجی مشغول بررسی گزینه‌های جانشینی سرمربی سابق هستند.

به گزارش پایگاه خبری سه امتیاز؛ قصه رونالد کومان و تیم ملی هلند در جام جهانی ۲۰۲۶، قصه تیمی بود که با امید شروع کرد، با گل‌های زیاد از مرحله گروهی بالا آمد، اما درست در اولین پیچ جدی مسیر، همه چیز را از دست داد. هلند در ظاهر سرمربی خود را برکنار نکرد؛ کومان استعفا داد، اما این استعفا در فضای فوتبال هلند چیزی کمتر از پایان اجباری یک پروژه شکست‌خورده نبود.

لاله‌های نارنجی در مرحله گروهی نشانه‌هایی از قدرت داشتند. آن‌ها ابتدا برابر ژاپن به تساوی ۲ بر ۲ رسیدند، سپس در یکی از بهترین نمایش‌های خود سوئد را با نتیجه ۵ بر ۱ شکست دادند و در بازی پایانی گروه F هم با برد ۳ بر ۱ مقابل تونس، صدرنشین گروه شدند. روی کاغذ، هلند تیمی آماده برای عبور از مراحل حذفی به نظر می‌رسید؛ تیمی پرستاره، باتجربه و هجومی که انتظار می‌رفت حداقل تا مراحل بالاتر جام جهانی پیش برود.

اما فوتبال هلند درست همان‌جایی شکست خورد که باید شخصیت واقعی یک مدعی را نشان می‌داد. بازی مقابل مراکش در مرحله یک‌شانزدهم نهایی، برای کومان و تیمش به یک کابوس تبدیل شد. هلند با گل کودی گاکپو در دقیقه ۷۲ پیش افتاد و تا دقایق پایانی خود را در مرحله بعد می‌دید، اما مراکش در وقت‌های تلف‌شده بازی را به تساوی کشاند. مسابقه به وقت اضافه و سپس ضربات پنالتی رفت؛ جایی که هلند باز هم زیر فشار روانی پنالتی‌ها فرو ریخت و با شکست ۳ بر ۲ در ضربات پنالتی از جام جهانی کنار رفت.

استعفایی که شبیه برکناری بود

رونالد کومان بعد از حذف مقابل مراکش اعلام کرد مسئولیت ناکامی را می‌پذیرد و از هدایت تیم ملی هلند کنار رفت. در ادبیات رسمی، این اتفاق استعفا بود، اما در تحلیل فوتبالی، فشار نتیجه، انتقاد رسانه‌ها و نارضایتی از سبک بازی، عملاً راه دیگری برای او باقی نگذاشته بود. هلند نه در مرحله گروهی حذف شده بود و نه کاملاً بی‌کیفیت ظاهر شده بود، اما برای کشوری با تاریخ فوتبال هلند، حذف در نخستین بازی حذفی یک شکست بزرگ محسوب می‌شد.

اهمیت این حذف فقط در نتیجه نبود؛ در تصویری بود که هلند از خود نشان داد. تیمی که در مرحله گروهی ۱۰ گل زده بود، برابر مراکش محتاط، مردد و محافظه‌کار ظاهر شد. کومان برای کنترل سرعت و انتقال‌های مراکش، سراغ آرایشی دفاعی‌تر رفت و با پنج مدافع بازی کرد؛ تصمیمی که بعد از حذف، به یکی از محورهای اصلی انتقادها تبدیل شد.

چرا کومان زیر فشار رفت؟

انتقاد اصلی به کومان این بود که هلند در حساس‌ترین بازی خود از هویت سنتی‌اش فاصله گرفت. فوتبال هلند سال‌ها با جسارت، مالکیت، حمله، پرس و اعتماد به ایده‌های هجومی شناخته شده است. اما برابر مراکش، تیم کومان بیشتر از آنکه بخواهد بازی را در دست بگیرد، تلاش کرد خطرات حریف را مهار کند. همین تغییر نگاه باعث شد رسانه‌های هلندی از «ترس»، «عقب‌نشینی» و «دوری از مکتب هلند» بنویسند.

کومان بعد از بازی از تصمیم خود دفاع کرد و گفت انتخاب سیستم دفاعی‌تر برای محدود کردن نقاط قوت مراکش بوده است. او حتی تأکید کرد اگر دوباره به همان شرایط برگردد، همین تصمیم را می‌گیرد. اما مشکل اینجا بود که نتیجه، دفاع او از تاکتیکش را بی‌اثر کرد. وقتی تیمی مثل هلند در اولین مسابقه حذفی حذف می‌شود، دیگر توضیح تاکتیکی کمتر شنیده می‌شود و نتیجه، تمام روایت را می‌بلعد.

فشار روی کومان فقط از بیرون نبود. فدراسیون فوتبال هلند هم از تیمی که به نیمه‌نهایی یورو ۲۰۲۴ رسیده بود، انتظار بیشتری داشت. هدف هلند در جام جهانی فقط صعود از گروه نبود؛ آن‌ها می‌خواستند تا جمع مدعیان اصلی پیش بروند. حذف در مرحله یک‌شانزدهم نهایی، آن هم بعد از صدرنشینی در گروه، برای پروژه کومان پایان تلخی ساخت.

هلند در جام جهانی ۲۰۲۶ چه کرد؟

مسیر هلند در جام جهانی ۲۰۲۶ دو چهره متفاوت داشت. چهره اول، تیمی بود که در مرحله گروهی گل می‌زد، موقعیت می‌ساخت و با قدرت از گروه F بالا آمد. تساوی ۲ بر ۲ مقابل ژاپن، برد پرگل ۵ بر ۱ برابر سوئد و پیروزی ۳ بر ۱ مقابل تونس، هلند را به‌عنوان صدرنشین گروه راهی مرحله حذفی کرد.

چهره دوم اما در بازی با مراکش دیده شد؛ تیمی که در مدیریت بازی، کنترل دقایق پایانی و تحمل فشار روانی شکست خورد. هلند با وجود پیش افتادن، نتوانست بازی را ببندد. گل دیرهنگام مراکش، روحیه نارنجی‌ها را شکست و در ضربات پنالتی، همان زخم قدیمی فوتبال هلند دوباره باز شد. تیمی که قرار بود مدعی باشد، خیلی زودتر از انتظار از جام کنار رفت.

فدراسیون هلند دنبال چه نوع مربی است؟

بعد از رفتن کومان، سؤال اصلی فقط این نیست که چه کسی سرمربی تیم ملی هلند می‌شود؛ سؤال مهم‌تر این است که هلند می‌خواهد چه مسیری را انتخاب کند. آیا فدراسیون به دنبال مربی‌ای می‌رود که فوتبال هجومی و سنتی هلند را زنده کند؟ یا سراغ مربی‌ای می‌رود که اولویت را به نتیجه، نظم دفاعی و کنترل مسابقه بدهد؟

این همان دوگانگی بزرگ فوتبال هلند است. از یک طرف، هواداران و رسانه‌ها از تیم ملی انتظار زیبایی و شجاعت دارند. از طرف دیگر، فوتبال مدرن در تورنمنت‌ها گاهی به تیم‌هایی پاداش می‌دهد که محتاط‌تر، فشرده‌تر و نتیجه‌گراتر بازی می‌کنند. انتخاب جانشین کومان در واقع انتخاب میان همین دو نگاه است.

آرنه اسلوت؛ گزینه جدی و محبوب

در میان نام‌های مطرح‌شده، آرنه اسلوت جدی‌ترین و پررنگ‌ترین گزینه به نظر می‌رسد. اسلوت سرمربی پیشین لیورپول است و بعد از جدایی از این باشگاه، فعلاً بدون تیم محسوب می‌شود. همین آزاد بودن، او را به گزینه‌ای در دسترس برای فدراسیون فوتبال هلند تبدیل کرده است.

اسلوت از نظر سبک بازی، برای نیمکت هلند جذابیت زیادی دارد. او مربی‌ای است که به پرسینگ سازمان‌یافته، مالکیت هدفمند، ساختار روشن و حمله از مسیرهای مشخص اعتقاد دارد. برای هلندی‌ها، اسلوت می‌تواند پلی میان فوتبال سنتی این کشور و الزامات فوتبال مدرن باشد؛ مربی‌ای که هم با فضای فوتبال هلند آشناست و هم تجربه کار در سطح بالای باشگاهی اروپا را دارد.

با این حال، انتخاب اسلوت بدون ریسک نیست. تجربه او در لیورپول با پایان ایده‌آل همراه نشد و همین مسئله می‌تواند بخشی از تردیدها را شکل دهد. اما در شرایط فعلی، نام اسلوت بیش از هر گزینه دیگری با نیمکت تیم ملی هلند گره خورده و بسیاری او را چهره اصلی رقابت برای جانشینی کومان می‌دانند.

اریک تن‌هاخ؛ مربی بزرگ در نقشی متفاوت

اریک تن‌هاخ یکی دیگر از گزینه‌های مطرح برای هدایت تیم ملی هلند است، اما وضعیت او با بسیاری از نام‌های دیگر فرق دارد. تن‌هاخ در حال حاضر سرمربی تیمی نیست و به‌عنوان مدیر فنی توئنته فعالیت می‌کند. او پیش‌تر سرمربی آژاکس، منچستریونایتد و بایرلورکوزن بوده و سابقه‌اش از نظر تاکتیکی، رزومه‌ای قابل توجه برای فدراسیون هلند محسوب می‌شود.

نقطه قوت تن‌هاخ، ذهنیت ساختاریافته و علاقه‌اش به جزئیات تاکتیکی است. دوران موفق او در آژاکس هنوز برای فوتبال هلند یک مرجع مهم است؛ تیمی که با فوتبال منظم، شجاعانه و پرتحرک تا نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان اروپا پیش رفت. اما تصویر تن‌هاخ در سال‌های بعد، به‌ویژه پس از تجربه‌های پرنوسان در فوتبال باشگاهی، چندان یکدست نیست.

اگر فدراسیون هلند سراغ تن‌هاخ برود، در واقع مربی‌ای را انتخاب می‌کند که از نظر فنی توانایی ساختن یک پروژه تاکتیکی را دارد، اما باید دوباره اعتماد عمومی را به خود برگرداند. ضمن اینکه خروج او از نقش مدیریتی در توئنته هم نیازمند توافق و تصمیم جدی خواهد بود.

پیتر بوش؛ بازگشت به فوتبال هجومی

پیتر بوش سرمربی فعلی PSV آیندهوون است و از نظر سبک بازی، شاید نزدیک‌ترین گزینه به ذائقه سنتی فوتبال هلند باشد. تیم‌های بوش معمولاً هجومی، پرتحرک و مالکانه بازی می‌کنند. او در PSV هم پروژه موفقی ساخته و همین موضوع باعث شده نامش در میان گزینه‌های جدی یا حداقل جذاب برای نیمکت هلند مطرح شود.

انتخاب بوش می‌تواند پیام روشنی داشته باشد: بازگشت به فوتبال هجومی. بعد از انتقادهایی که به کومان بابت رویکرد محافظه‌کارانه مقابل مراکش شد، بوش برای بخشی از هواداران نماد مسیری متفاوت است. او مربی‌ای است که به حمله باور دارد و تیم‌هایش معمولاً برای کنترل بازی از راه مالکیت و فشار جلو می‌روند، نه عقب‌نشینی.

اما چالش بوش هم مشخص است. فوتبال هجومی او اگر به تعادل دفاعی نرسد، در تورنمنت‌های ملی و برابر تیم‌های منظم می‌تواند آسیب‌پذیر باشد. ضمن اینکه او با PSV قرارداد دارد و جدا کردنش از باشگاه آیندهوونی، ساده‌ترین مسیر برای فدراسیون هلند نخواهد بود.

مایکل رایزیگر؛ گزینه نسل تازه

مایکل رایزیگر سرمربی فعلی تیم زیر ۲۱ سال هلند است و نام او بیشتر از زاویه جوان‌گرایی و شناخت نسل جدید مطرح می‌شود. رایزیگر سال‌ها در ساختار فوتبال هلند حضور داشته و با بازیکنان جوان این کشور آشناست. اگر فدراسیون به دنبال پروژه‌ای بلندمدت و نسلی باشد، او می‌تواند گزینه‌ای قابل بررسی باشد.

مزیت رایزیگر این است که فوتبال پایه و مسیر رشد بازیکنان جوان هلند را از نزدیک می‌شناسد. او برای پروژه‌ای که بخواهد نسل تازه هلند را به تیم بزرگسالان وصل کند، گزینه‌ای منطقی به نظر می‌رسد. اما نقطه ضعف او هم کمبود تجربه در بالاترین سطح مربیگری بزرگسالان است.

نیمکت تیم ملی هلند جای آزمون و خطا نیست. به همین دلیل، اگرچه رایزیگر از نظر ساختاری گزینه‌ای قابل دفاع است، اما انتخاب او می‌تواند برای افکار عمومی هلند ریسک‌آمیز تلقی شود؛ به‌خصوص بعد از شکستی که هواداران انتظار واکنشی بزرگ‌تر به آن دارند.

فن‌نیستلروی، فن‌پرسی و فن‌خال؛ گزینه‌های دورتر اما پرنام

در کنار گزینه‌های اصلی، نام چند چهره شناخته‌شده دیگر هم شنیده می‌شود. رود فن‌نیستلروی دستیار کومان در تیم ملی هلند بود و پیش‌تر سابقه سرمربیگری در PSV و لستر سیتی را داشته است. او فوتبال ملی هلند را از داخل اردو می‌شناسد و رابطه نزدیکی با بخشی از بازیکنان دارد، اما پرسش اصلی این است که آیا فدراسیون او را برای هدایت کامل تیم ملی آماده می‌داند یا نه.

روبین فن‌پرسی نیز یکی دیگر از نام‌های مطرح‌شده است. او سرمربی پیشین فاینورد و هیرنفین محسوب می‌شود و فعلاً گزینه‌ای آزادتر از مربیانی مثل بوش است. فن‌پرسی از نظر نام، سابقه بازی و محبوبیت میان هواداران جذابیت دارد، اما تجربه مربیگری او هنوز به اندازه‌ای نیست که انتخابش برای تیم ملی هلند بدون تردید باشد.

نام لوئیس فن‌خال هم مثل همیشه در اطراف تیم ملی هلند شنیده می‌شود. فن‌خال سرمربی پیشین هلند، آژاکس، بارسلونا، بایرن‌مونیخ و منچستریونایتد است و اخیراً نیز از نقش مشاور در آژاکس کنار رفته است. با این حال، بازگشت او بیشتر شبیه یک سناریوی اضطراری یا نمادین است تا انتخابی بلندمدت. فن‌خال برای هلند چهره‌ای تاریخی است، اما بعید به نظر می‌رسد پروژه آینده تیم ملی بر پایه بازگشت دوباره او ساخته شود.

انتخاب بعدی؛ تصمیمی فراتر از یک اسم

فدراسیون فوتبال هلند هنوز فهرست رسمی نامزدهای نهایی را اعلام نکرده، اما فضای رسانه‌ای نشان می‌دهد رقابت اصلی میان چند نگاه متفاوت شکل گرفته است. آرنه اسلوت می‌تواند انتخابی مدرن و ساختاری باشد. اریک تن‌هاخ گزینه‌ای تاکتیکی اما پیچیده است. پیتر بوش نماد بازگشت به فوتبال هجومی محسوب می‌شود. مایکل رایزیگر مسیر جوان‌گرایی را نمایندگی می‌کند و نام‌هایی مثل فن‌نیستلروی، فن‌پرسی و فن‌خال بیشتر در لایه دوم گمانه‌زنی‌ها قرار دارند.

هلند بعد از حذف مقابل مراکش فقط به دنبال یک سرمربی جدید نیست؛ به دنبال بازتعریف مسیر خود است. تیمی که استعداد دارد، بازیکن بزرگ دارد و در مرحله گروهی هم نشانه‌های قدرت نشان داد، اما در لحظه بزرگ کم آورد. جانشین کومان باید فقط ترکیب جدید نچیند؛ باید اعتماد ازدست‌رفته را برگرداند، هویت تیم را بازسازی کند و به فوتبال هلند نشان دهد که مسیر بعدی قرار است ادامه گذشته باشد یا آغاز یک تغییر جدی.

به همین دلیل، انتخاب سرمربی جدید هلند یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های پس از جام جهانی ۲۰۲۶ است. این تصمیم می‌تواند مشخص کند لاله‌های نارنجی دوباره به فوتبال هجومی و جسورانه خود برمی‌گردند یا وارد دوره‌ای تازه از نتیجه‌گرایی و احتیاط می‌شوند؛ دو مسیری که هرکدام هواداران و مخالفان خود را دارند، اما هر دو از یک نقطه شروع می‌شوند: پایان تلخ دوران رونالد کومان.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.