مانچینی برگشت؛ ایتالیا در جستوجوی هویت گمشده

به گزارش پایگاه خبری سه امتیاز، ایتالیا برای خروج از تاریکترین تونل تاریخ معاصر خود، دوباره به مردی روی آورده که یکبار آتزوری را از میان ویرانهها بلند کرد؛ روبرتو مانچینی پس از سه سال دوری، بار دیگر هدایت تیم ملی کشورش را برعهده گرفت تا قهرمان چهار دوره جام جهانی را برای بازگشت به
به گزارش پایگاه خبری سه امتیاز، ایتالیا برای خروج از تاریکترین تونل تاریخ معاصر خود، دوباره به مردی روی آورده که یکبار آتزوری را از میان ویرانهها بلند کرد؛ روبرتو مانچینی پس از سه سال دوری، بار دیگر هدایت تیم ملی کشورش را برعهده گرفت تا قهرمان چهار دوره جام جهانی را برای بازگشت به صحنه بزرگ فوتبال آماده کند.
این انتخاب در ظاهر، بازگشت به نقطهای آشناست؛ اما در واقع آخرین تصمیم فدراسیونی محسوب میشود که پس از ناکامی در راه جام جهانی ۲۰۲۶، ماهها میان نامهای بزرگ، گزینههای پرهزینه و اختلافهای مدیریتی سرگردان بود. مانچینی حالا نهفقط برای ساختن یک تیم، بلکه برای بازگرداندن اعتبار ازدسترفته فوتبال ایتالیا به نیمکت آتزوری برگشته است.
سومین جام جهانی بدون ایتالیا؛ سقوطی که دیگر اتفاقی نیست
ایتالیا پس از غیبت در جامهای جهانی ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲، برای سومین دوره متوالی نیز از رسیدن به مهمترین تورنمنت فوتبال جهان بازماند. تیم جنارو گتوزو در دیدار نهایی پلیآف انتخابی جام جهانی ۲۰۲۶ برابر بوسنی و هرزگوین به تساوی یک بر یک رسید و در ضربات پنالتی با نتیجه چهار بر یک شکست خورد.
آتزوری در دقیقه پانزدهم با گل مویزه کین پیش افتاد، اما اخراج الساندرو باستونی در دقیقه ۴۲ مسیر مسابقه را تغییر داد. بوسنی در دقایق پایانی به گل تساوی رسید و در ضربات پنالتی، دو ضربه ایتالیاییها از دست رفت تا کشوری که زمانی حضورش در جام جهانی یک اتفاق عادی بود، برای سومین بار متوالی مسابقات را از خانه تماشا کند.
این شکست را نمیتوان تنها به یک کارت قرمز، دو پنالتی خرابشده یا یک شب تلخ در شهر زنیتسا محدود کرد. ناکامی برابر بوسنی، نقطه پایانی بر بحرانی بود که سالها در فوتبال ایتالیا رشد کرده و با تغییر مداوم مربیان، ضعف برنامهریزی و کاهش فرصت بازی برای استعدادهای بومی عمیقتر شده است.
مشکل آتزوری فقط روی نیمکت نیست
فوتبال ایتالیا همچنان یکی از تاکتیکیترین لیگهای اروپا را در اختیار دارد، اما قدرت باشگاههای سریآ الزاماً به معنای قدرت تیم ملی نیست. بسیاری از تیمهای بزرگ این کشور برای کسب نتیجه فوری به بازیکنان خارجی تکیه میکنند و جوانان ایتالیایی فرصت کمتری برای حضور مستمر در مسابقات بزرگ به دست میآورند.
مانچینی در نخستین دوره حضورش روی نیمکت تیم ملی نیز نسبت به کمشدن تعداد بازیکنان ایتالیایی در ترکیب باشگاهها هشدار داده و خواستار شجاعت بیشتر مربیان برای استفاده از جوانان شده بود. هشت سال پس از آن هشدار، مشکل همچنان پابرجاست و انتخاب سرمربی جدید بهتنهایی نمیتواند کمبود مهاجم تمامکننده، هافبک خلاق و بازیکن باتجربه در سطح اول اروپا را برطرف کند.
ایتالیا در سالهای اخیر بارها مجبور شده سرنوشت صعود خود را به پلیآف بسپارد. این تکرار نشان میدهد مسئله فقط ناکامی در مسابقه آخر نیست؛ چهار قهرمان جهان پیش از رسیدن به پلیآف، در مرحله گروهی فرصتهای کافی برای صعود مستقیم را از دست داده است.
از قهرمانی اروپا تا سه غیبت متوالی
بزرگترین تناقض فوتبال ایتالیا در فاصله میان مسابقات اروپایی و جام جهانی شکل گرفته است. آتزوری در تابستان ۲۰۲۱ با فوتبالی جسورانه، مالکانه و متفاوت قهرمان اروپا شد، اما چند ماه بعد نتوانست سهمیه جام جهانی قطر را به دست بیاورد.
پس از آن، تغییر سرمربی نیز راهحل نهایی نبود. لوچانو اسپالتی نتوانست ثبات مورد انتظار را ایجاد کند و جنارو گتوزو هم مأموریت صعود به جام جهانی ۲۰۲۶ را با شکست در پلیآف به پایان رساند. تکرار این ناکامیها نشان داد مشکل ایتالیا فراتر از انتخاب یک سیستم یا ترکیب اولیه است.
بیثباتی مدیریتی، فشار تاریخی پیراهن آبی، کمبود زمان برای ساختن یک نسل تازه و نبود ارتباط منظم میان تیمهای پایه و تیم بزرگسالان، مجموعهای از مشکلات را ساخته که با تعویضهای پیاپی روی نیمکت برطرف نمیشود.
چرا انتخاب سرمربی نزدیک به چهار ماه طول کشید؟
گتوزو در ابتدای ماه آوریل و پس از ناکامی در صعود به جام جهانی از سمت خود کنار رفت؛ گابریله گراوینا، رئیس وقت فدراسیون، استعفا کرد و جانلوئیجی بوفون نیز از مسئولیت مدیریتی خود فاصله گرفت. با این تغییرات، انتخاب سرمربی به دولت جدید فدراسیون و رئیس تازه آن، جووانی مالاگو، واگذار شد.
فدراسیون ابتدا بهدنبال یک نام بزرگ و جهانی رفت. کارلو آنچلوتی مورد بررسی قرار گرفت، اما همکاری خود را با تیم ملی برزیل ادامه داد. سپس مذاکراتی با پپ گواردیولا انجام شد؛ مربی اسپانیایی تمایل داشت مدتی از فوتبال دور بماند و گزارشها از درخواست دستمزد بسیار بالای او حکایت داشت.
پس از منتفیشدن حضور گواردیولا، پائولو مالدینی که بهتازگی بهعنوان مدیر فنی فدراسیون انتخاب شده بود، آندرهآ پیرلو را بهعنوان گزینه اصلی معرفی کرد. توافق اولیه نیز شکل گرفت، اما ارتباط تجاری پیرلو با یک شرکت شرطبندی روسی باعث شد رئیس فدراسیون با این انتخاب مخالفت کند.
اختلاف بر سر پیرلو، به جدایی مالدینی و مشاورش لئوناردو منجر شد؛ دو چهرهای که تنها چند روز پیش از آن برای بازسازی ساختار فوتبال ملی ایتالیا منصوب شده بودند. به این ترتیب، فرآیندی که قرار بود آغاز یک پروژه بلندمدت باشد، پیش از معرفی سرمربی به یک بحران مدیریتی تبدیل شد.
بازگشت به گزینهای که از ابتدا روی میز بود
پس از کناررفتن گزینههای مختلف، فدراسیون دوباره به نامی رسید که از نخستین روزهای پس از حذف ایتالیا مطرح بود. مانچینی پیش از انتخاب نهایی، قرارداد خود را با السد قطر خاتمه داده و برای بازگشت به نیمکت تیم ملی اعلام آمادگی کرده بود.
این انتخاب چند مزیت روشن دارد. سرمربی ۶۱ ساله فضای فوتبال ملی را میشناسد، بخش مهمی از بازیکنان را قبلاً هدایت کرده و برای انتقال ایدههای خود به زمان طولانی نیاز ندارد. او همچنین تنها مربی سالهای اخیر ایتالیاست که توانسته هم نتیجه بزرگ بگیرد و هم هویت تاکتیکی مشخصی به تیم بدهد.
کارنامه دوره نخست مانچینی در ایتالیا:
- ۵۹ مسابقه
- ۳۶ پیروزی
- ۱۵ تساوی
- ۸ شکست
- میانگین ۲.۰۸ امتیاز در هر مسابقه
- قهرمانی یورو ۲۰۲۰
- رکورد ۳۷ مسابقه متوالی بدون شکست
این اعداد نشان میدهد فدراسیون تنها براساس خاطره قهرمانی اروپا تصمیم نگرفته است. تیم مانچینی در بخش مهمی از دوره نخست، فوتبال هجومی و بااعتمادبهنفسی ارائه کرد و از رتبه بیستم ردهبندی فیفا تا جمع تیمهای برتر جهان بالا آمد.
مانچینی؛ ناجی سابق یا بخشی از بحران گذشته؟
با وجود تمام موفقیتها، بازگشت مانچینی بدون ابهام نیست. او همان مربیای است که پس از قهرمانی اروپا نتوانست ایتالیا را به جام جهانی ۲۰۲۲ برساند. جدایی ناگهانیاش در تابستان ۲۰۲۳ و پیوستن به تیم ملی عربستان تنها دو هفته بعد نیز هنوز در ذهن بخشی از هواداران باقی مانده است.
مانچینی در آن مقطع قراردادی چهار ساله و بسیار پرهزینه با سعودیها امضا کرد که ارزش سالانه آن حدود ۲۵ میلیون یورو گزارش شد. بنابراین بازگشت امروز او علاوه بر یک تصمیم فنی، نوعی آشتی میان مربی و فدراسیونی است که سه سال قبل با دلخوری از یکدیگر جدا شدند.
او اینبار باید ثابت کند بازگشتش فقط تلاشی برای تکرار خاطرات ومبلی نیست. ایتالیا دیگر به یک قهرمانی مقطعی نیاز ندارد؛ این تیم باید مسیر رسیدن منظم به تورنمنتهای بزرگ را دوباره پیدا کند.
دستمزد و مدت قرارداد مانچینی
فدراسیون فوتبال ایتالیا در اطلاعیه نخست خود، جزئیات مالی و مدت دقیق قرارداد سرمربی جدید را منتشر نکرده است. قرار است مانچینی و کلودیو رانیری در نشست خبری رسمی، درباره برنامههای آینده و احتمالاً چارچوب همکاری خود توضیح دهند.
با این حال، رسانههای ایتالیایی پیش از نهاییشدن توافق نوشته بودند که مانچینی حاضر است با دستمزدی در حدود سالانه دو میلیون یورو به تیم ملی بازگردد. پروژه فدراسیون نیز برای یک دوره چهارساله و تا پایان جام جهانی ۲۰۳۰ طراحی شده است؛ هرچند این ارقام تا زمان اعلام رسمی، باید گزارش رسانهای تلقی شوند.
رقم دو میلیون یورو فاصله زیادی با قرارداد او در عربستان دارد و بسیار پایینتر از مبالغ مطرحشده در مذاکرات با گواردیولاست. همین موضوع میتواند بازگشت مانچینی را از نظر مالی به گزینهای قابلدسترستر برای فدراسیون تبدیل کرده باشد.
رانیری؛ قطعهای مهمتر از یک مدیر تشریفاتی
همزمان با انتخاب مانچینی، کلودیو رانیری بهعنوان مدیر فنی فدراسیون و رئیس کلوب ایتالیا منصوب شد. حضور سرمربی باتجربه ایتالیایی میتواند به تقسیم مسئولیتها میان برنامه کوتاهمدت تیم بزرگسالان و بازسازی بلندمدت فوتبال ملی کمک کند.
رانیری قرار است بر ساختار فنی تیمهای ملی و توسعه فوتبال نخبه نظارت داشته باشد؛ در حالی که مانچینی مسئول نتایج و آمادهسازی تیم اصلی خواهد بود. این همکاری زمانی موفق میشود که ارتباط میان تیمهای پایه، استعدادیابی، باشگاهها و تیم ملی از یک برنامه واحد پیروی کند.
ایتالیا در سالهای گذشته بارها پروژههای تازه را با تغییر مدیران و مربیان نیمهتمام گذاشته است. زوج مانچینی و رانیری تنها در صورتی میتواند مسیر متفاوتی بسازد که از حمایت مدیریتی پایدار و اختیار واقعی برخوردار باشد.
بازگشت به آینده یا پناهبردن به گذشته؟
انتخاب مانچینی را میتوان از دو زاویه دید. نگاه خوشبینانه میگوید ایتالیا مربیای را بازگردانده که روش احیای تیم را میداند، قهرمانی اروپا را تجربه کرده و قادر است در مدت کوتاه اعتمادبهنفس را به بازیکنان برگرداند.
نگاه منتقدانه اما معتقد است فدراسیون پس از چند ماه سردرگمی و ناکامی در جذب گزینههای دیگر، دوباره به گذشته پناه برده است. مانچینی برای پاسخدادن به این تردیدها باید تیمی تازه بسازد؛ نه نسخهای کمرمق از قهرمان اروپا در سال ۲۰۲۱.
آزمون اصلی او فقط پیروزی در چند مسابقه ابتدایی نخواهد بود. سرمربی تازه باید نسل جدیدی را وارد ترکیب کند، مشکل گلزنی را کاهش دهد، ثبات تاکتیکی ایجاد کند و مهمتر از همه، ایتالیا را بدون اضطراب پلیآف به جام جهانی ۲۰۳۰ برساند.
مأموریت دوم؛ اینبار دشوارتر از دفعه اول
مانچینی در سال ۲۰۱۸ هدایت تیمی را پذیرفت که از جام جهانی روسیه بازمانده بود و سه سال بعد آن را به قهرمانی اروپا رساند. اینبار اما وضعیت پیچیدهتر است؛ آتزوری نه یکبار، بلکه سه بار متوالی از جام جهانی دور مانده و اعتماد عمومی به ساختار فوتبال کشور کاهش یافته است.
بازگشت او میتواند شوک مثبتی برای تیم ملی باشد، اما هیچ سرمربیای بهتنهایی قادر به درمان تمام مشکلات فوتبال ایتالیا نیست. افزایش فرصت بازی برای جوانان، ثبات مدیریتی، تقویت مسیر تیمهای پایه و ایجاد هویتی مشترک میان ردههای مختلف، بخشهای اصلی این بازسازی خواهند بود.
ایتالیا دوباره به مانچینی اعتماد کرده است؛ مردی که هم زیباترین شب آتزوری در سالهای اخیر را ساخته و هم یکی از تلخترین ناکامیهای آن را در کارنامه دارد. مأموریت دوم او از همین تناقض آغاز میشود؛ بازگرداندن کشوری به جام جهانی که زمانی تصور غیبتش از این مسابقات غیرممکن بود.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰