تارتار در دو راهی بزرگ پرسپولیس

به گزارش پایگاه خبری سه امتیاز؛ بعد از دو فصل ناکامی، فیل پرسپولیس بیش از هر زمان دیگری یاد هندوستان کرده است؛ روزهایی که با هدایت برانکو ایوانکوویچ، قهرمانی به یک عادت تبدیل شده بود و فوتبال هجومی، مالکانه و پرگل، امضای سرخپوشان محسوب میشد.
اما فوتبال همیشه مطابق میل پیش نمیرود. سلسله اتفاقات هفتههای اخیر و تغییرات روی نیمکت، در نهایت مدیران پرسپولیس را به انتخاب یک سرمربی ایرانی رساند؛ مهدی تارتار.
همین انتخاب، مهمترین پرسش این روزهای پرسپولیس را شکل داده است؛ آیا فلسفه فوتبالی تارتار با انتظارات هواداران این تیم همخوانی دارد؟
مدل ذهنی هواداران پرسپولیس همچنان به تیمی نزدیک است که مالکانه بازی کند، موقعیتهای فراوان بسازد و با فوتبال هجومی و پرگل به پیروزی برسد؛ اما مرور کارنامه مهدی تارتار در سالهای اخیر، روایت متفاوتی را پیش روی مخاطب قرار میدهد. تیمهای او معمولاً با پیروزیهای اقتصادی، مدیریت ریسک، ضدحملات، ضربات ایستگاهی و حتی استفاده از اوتهای بلند به دنبال کسب نتیجه بودهاند.
از آنجا که تارتار در ۵۳ سالگی مربی کمتجربهای نیست و معمولاً سبک مشخصی را در تیمهایش پیاده کرده، برای یافتن پاسخ این پرسش، به سراغ عملکرد چهار فصل اخیر او رفتیم.
چهار فصل؛ یک الگوی مشترک
مرور کارنامه تارتار نشان میدهد تیمهای او طی چهار فصل اخیر تقریباً مسیر مشابهی را طی کردهاند.
او در لیگ بیستودوم با ذوبآهن در رتبه هفتم قرار گرفت، فصل بعد ملوان را به جایگاه ششم رساند، در لیگ بیستوچهارم همراه گلگهر پنجم شد و در فصل جاری نیز تا پایان هفته بیستوسوم، این تیم را در رتبه چهارم جدول نگه داشته است.
هرچند جایگاه تیمهای تارتار روندی صعودی را نشان میدهد، اما جزئیات آماری، نکات مهمتری را آشکار میکند.
حدود یکسوم لیگ با پیروزی
شاید نخستین الگوی مشترک در کارنامه تارتار، تعداد بردهای تیمهایش باشد.
ذوبآهن در لیگ بیستودوم از ۳۰ مسابقه، ۱۰ پیروزی کسب کرد. ملوان نیز فصل بعد دقیقاً ۱۰ بار برنده شد. گلگهر در لیگ بیستوچهارم ۱۲ برد به دست آورد و در فصل جاری نیز تا پایان هفته بیستوسوم، ۱۰ پیروزی در کارنامه این تیم دیده میشود.
به بیان دیگر، تیمهای تارتار معمولاً حدود یکسوم مسابقات لیگ را با برد پشت سر میگذارند. بخش قابل توجهی از امتیازات آنها نیز از طریق تساویها به دست آمده است؛ الگویی که برای تثبیت جایگاه در نیمه بالای جدول مؤثر بوده، اما برای تیمی که تنها هدفش قهرمانی است، ممکن است کافی نباشد.
کمترین گل؛ بیشترین امتیاز
آمار گلهای زده و خورده نیز تصویری روشن از سبک بازی تیمهای تارتار ارائه میدهد.
ذوبآهن در لیگ بیستودوم تنها ۲۱ گل به ثمر رساند. گلگهر در لیگ بیستوچهارم با وجود کسب ۴۷ امتیاز، فقط ۲۳ گل زد و در فصل جاری نیز تا پایان هفته بیستوسوم، ۲۴ گل زده و ۲۴ گل خورده ثبت کرده است.
تنها استثنا، ملوان لیگ بیستوسوم بود که با ۳۱ گل زده و ۲۶ گل خورده، هجومیترین تیم تارتار در چهار فصل اخیر به شمار میرود.
این آمار نشان میدهد فلسفه فوتبالی تارتار بیش از آنکه بر حملات پرتعداد و فوتبال پرریسک استوار باشد، بر کسب حداکثر امتیاز با حداقل گل ممکن بنا شده است؛ تیمهایی که معمولاً با ضدحمله، ضربات ایستگاهی، ارسالهای مستقیم و در مقاطعی حتی اوتهای بلند، مسیر رسیدن به گل را جستوجو میکنند.
بزرگترین آزمون دوران مربیگری
پرسپولیس اما با تمام تیمهای قبلی تارتار تفاوت دارد؛ در این باشگاه، موفقیت تنها با تعداد امتیاز یا جایگاه جدول سنجیده نمیشود. هواداران علاوه بر قهرمانی، انتظار دارند تیمشان فوتبال تهاجمی، مالکانه و پرگل ارائه کند؛ انتظاری که در سالهای طلایی برانکو به بخشی از هویت پرسپولیس تبدیل شد و پس از دو فصل ناکامی، بیش از هر زمان دیگری مطالبه هواداران است.
اکنون مهدی تارتار در بزرگترین آزمون دوران مربیگری خود قرار گرفته است. او باید نشان دهد آیا با در اختیار داشتن مهرههایی متفاوت و نیمکتی بزرگتر، حاضر است در فلسفه همیشگی خود تغییر ایجاد کند یا همچنان به همان مدل نتیجهگرایانه وفادار خواهد ماند.
شاید مهمترین سؤال فصل جدید لیگ برتر این نباشد که پرسپولیس با تارتار چند امتیاز میگیرد؛ بلکه این باشد که تارتار برای پرسپولیس تغییر میکند یا پرسپولیس باید به فوتبال تارتار عادت کند.
برچسب ها :پرسپولیس ، مهدی تارتار
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰