سایه روشن انتقاد مهاجرانی از تیم ملی

به گزارش پایگاه خبری سه امتیاز؛ حذف تیم ملی ایران از جام جهانی ۲۰۲۶ را میتوان با واژههای ملایمتری مثل «بدشانسی»، «حذف بدون شکست» یا «نمایش آبرومندانه» توصیف کرد، اما فوتبال حرفهای با واژهسازی اداره نمیشود. ایران در گروه G مقابل نیوزیلند ۲ بر ۲ مساوی کرد، برابر بلژیک به تساوی بدون گل رسید و در بازی آخر هم مقابل مصر یک بر یک متوقف شد؛ سه بازی، سه مساوی، بدون حتی یک برد. همین سه امتیاز در نهایت برای صعود کافی نبود و تیم ملی باز هم از رسیدن به مرحله حذفی جام جهانی بازماند.
نکته مهم اینجاست که جام جهانی ۲۰۲۶ با فرمت ۴۸ تیمی برگزار شد؛ فرمی که در آن دو تیم اول هر گروه به همراه هشت تیم برتر سوم راهی مرحله یکسیودوم نهایی میشوند. یعنی مسیر صعود، روی کاغذ، بازتر از دورههای قبلی بود. با این حال ایران حتی در چنین ساختاری هم نتوانست از گروه بالا برود؛ اتفاقی که اهمیت نقدهای بعد از حذف را چند برابر میکند.
در چنین شرایطی، حرفهای حشمت مهاجرانی معنایی فراتر از یک واکنش رسانهای دارد. او با صراحت گفته است: «پیرترین تیم تاریخ جامجهانی، بدون هیچ برنامهای برای پیدا کردن استعدادهای جوان برای آینده فوتبال، بدون هیچ طرح درستی. اصلاً داره چه بلایی سر فوتبال ایران میاد؟ کی قراره جوابگو باشه؟» این جمله، فقط اعتراض به میانگین سنی یک ترکیب نیست؛ اعتراض به فقدان مسیر است. مهاجرانی مسئله را از نتیجه یک بازی بالاتر میبرد و مستقیماً به ریشه میزند: فوتبال ایران برای فردا چه برنامهای دارد؟
اهمیت این انتقاد از جایگاه گوینده میآید. حشمت مهاجرانی یک منتقد معمولی نیست. او سرمربی تیم ملی ایران در سالهای طلایی دهه ۵۰ بود؛ تیمی که قهرمان جام ملتهای آسیا ۱۹۷۶ شد، در المپیک مونترال به جمع هشت تیم رسید و برای نخستینبار ایران را به جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین رساند. مهاجرانی همچنین در تیمهای پایه ایران سابقهای درخشان داشت و تیم جوانان ایران در دوره او چند قهرمانی پیاپی آسیا را تجربه کرد
به همین دلیل، وقتی مهاجرانی از نبود برنامه برای کشف استعدادهای جوان حرف میزند، نقدش از جنس خاطرهگویی نیست؛ از جنس تجربه مدیریتی و فنی است. او خود محصول و معمار دورهای بود که تیم ملی فقط با نامهای بزرگ ساخته نمیشد، بلکه پشت آن، تیمهای پایه، اعتماد به بازیکنان جوان و نگاه بلندمدت وجود داشت. امروز اما تیم ملی ایران در بزنگاه جام جهانی، بیشتر شبیه تیمی بود که برای عبور از لحظه ساخته شده، نه برای ساختن آینده.
مدافعان کادر فنی شاید به تساوی مقابل بلژیک اشاره کنند؛ نتیجهای که در ظاهر ارزشمند است و از نظر حیثیتی هم قابل دفاع. اما مسئله اصلی این نیست که ایران مقابل بلژیک نباخته؛ مسئله این است که تیم ملی مقابل نیوزیلند و مصر هم برنده نشده. در تورنمنتی که صعود از گروه، حداقل انتظار تاریخی فوتبال ایران بود، «نباختن» نمیتواند جای «موفق شدن» را بگیرد. حذف بدون شکست، اگر به مرحله بعد ختم نشود، بیشتر یک تناقض آماری است تا افتخار فنی.
اینجاست که بحث پروپاگاندا و دستاوردسازی شکل میگیرد. بعد از حذف، برخی تلاش کردند سه مساوی تیم ملی را بهعنوان نشانهای از ثبات و سربلندی معرفی کنند؛ حتی عنوانهایی مثل «حذف بدون شکست» در رسانهها برجسته شد. اما این روایت، بخش مهم ماجرا را پنهان میکند: تیم ملی ایران در گروهی که خودش از آن رضایت داشت، نتوانست یک برد به دست بیاورد و از بهترین فرصت تاریخیاش برای صعود استفاده نکرد.
در فوتبال حرفهای، مسئولیتپذیری بخش جداییناپذیر ناکامی است. نمونه نزدیک آن کره جنوبی است؛ پس از حذف این تیم از جام جهانی ۲۰۲۶، هنگ میونگبو از سرمربیگری استعفا کرد و فشار افکار عمومی حتی پای فدراسیون فوتبال کره را هم به سطح بررسیهای سیاسی و مدیریتی کشاند. یعنی در فوتبالی که خود را حرفهای میداند، حذف فقط با بیانیه و توجیه تمام نمیشود.
اما در ایران، امیر قلعهنویی پس از ناکامی در جام جهانی همچنان استعفا نداده و فضای رسمی، دستکم تا امروز، بیشتر به سمت دفاع از کادر فنی رفته تا پاسخگویی روشن. برخی گزارشهای داخلی نیز از همین شکاف نوشتهاند؛ شکافی میان انتظاری که از تیم ملی وجود داشت و روایتی که میخواهد حذف را با عبارتهایی مثل «بدون شکست» نرمتر نشان دهد.
البته نقد قلعهنویی به معنای ندیدن همه مشکلات فوتبال ایران نیست. تیم ملی در این جام با فشارهای بیرونی، مسائل لجستیکی و حاشیههای سیاسی هم روبهرو بود؛ موضوعی که برخی گزارشهای بینالمللی هم به آن اشاره کردهاند. اما هیچکدام از اینها نباید به سپری برای فرار از پرسش فنی تبدیل شود. تیمی که ادعای صعود دارد، باید حداقل درون زمین نشانههای روشنتری از برنامه، شجاعت تاکتیکی، جوانگرایی و مدیریت مسابقه نشان بدهد.
حرف مهاجرانی دقیقاً از همین نقطه اهمیت پیدا میکند. او نمیپرسد چرا فقط حذف شدیم؛ میپرسد چه بلایی سر فوتبال ایران آمده است. این پرسش، متوجه یک مسابقه، یک داور یا یک اتفاق لحظهای نیست. متوجه ساختاری است که سالهاست میان شعار جوانگرایی و استفاده تکراری از همان چهرههای قدیمی سرگردان مانده؛ ساختاری که برای تیمهای پایه برنامه تبلیغاتی دارد، اما خروجی پایدار برای تیم ملی بزرگسالان ندارد.
اگر قرار باشد از جام جهانی ۲۰۲۶ درسی گرفته شود، اولین قدم پذیرش واقعیت است: ایران در این جام شکست نخورد، اما موفق هم نشد. حذف در مرحله گروهی، آن هم در جامی با ۴۸ تیم و شانس صعود برای تیمهای سوم، نمیتواند دستاورد معرفی شود. فوتبال ایران به جای جشن گرفتن مساویها، باید گزارش فنی شفاف، تغییر رویکرد در تیمهای پایه، برنامه واقعی برای پوستاندازی و پاسخگویی مدیریتی بخواهد.
پرسش آخر مهاجرانی همان پرسشی است که امروز بخش بزرگی از جامعه فوتبال میپرسد: «کی قراره جوابگو باشه؟» پاسخ این پرسش با پروپاگاندا داده نمیشود؛ با مسئولیتپذیری، اصلاح ساختار و شجاعت در تصمیمگیری داده میشود. تا وقتی حذف را دستاورد بنامیم، فوتبال ایران نه فقط از جام جهانی، که از آینده خودش هم عقب میماند.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰